امیــرحسیــــنامیــرحسیــــن، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 10 روز سن داره

دفتـر خاطرات من و دلبنـدم

خاطرات و عکسهای سفر حج (2)

1392/12/12 8:53
نویسنده : مامان
293 بازدید
اشتراک گذاری

به مسجد شجره که رسیدیم خیلی شلوغ بود بعد از اینکه مُحرم شدیم توی حیاط بازی می کردی. اونجا هم با کسرا دوست شده بودی که مثل خودت متولد ابان 91 بودniniweblog.com

           

 

نیمه های شب، ساعت 2:15 رسیدیم مکه. بابا و بچه ها برای انجام اعمال با کاروان رفتند و ما هم تو هتل خوابیدیم. ساعت 8:30 صبح برگشتند.

   هتل 

   

 

      

ظهر پنجشنیه ٢٤/١١/١٣٩٢ با کاروان گشت زیارتی داشتیم.

هوا گرم بود.اول رفتیم قبرستان ابوطالب 

       

کوه صور

       

عرفات

      

 

       

 

اقای خسروی، مدیر کاروان خیلی دوستت داشت و همیشه بهت محبت می کردniniweblog.com

      

اونجا یه گربه دیدی و می خواستی باهاش بازی کنی

 

گربه بیچاره خسته شد و گذاشت رفت

        

و بعد نوبت کبوترها بود

        

رفتی طرفشون ... کبوترها پرواز کردند

       

و بعد هم رفتیم مشعر و منا

 و کوه حرا

       

فضول مامان

       

هتل، قبل از رفتن به مسجدالحرام

      

مسجدالحرام

      

      

      

 

همش می رفتی می زدی به مردم و می گفتی بابا ... بابا ...

      

 

این اقا که تو عکس افتاده تو یه عکس دیگه هم هست که همون اول که وارد شدیم و تو بغل بابا هستی. با اختلاف یک ساعت شاید هم بیشتر (مامان کاراگاه می شود) niniweblog.com

      

            

      

و شنبه 26/11/1392 روز اخر سفرمون بود که ظهر بعد از ناهار رفتیم جده. تو فرودگاه هم بعد از کلی شیطنت و فضولی خوابت برد.

      

هواپیما با یک ربع تاخیر ساعت 9:45 شب به مقصد تهران پرواز کرد و ساعت 1:15 بامداد به وقت تهران در فرودگاه مهراباد به زمین نشست.

سفر خیلی خیلی خوبی بود. واقعا خوش گذشت و از اینکه پسر خوبی بودی و تو سفر با ما همراهی کردی ازت متشکرم.

از خدا خواستم خیلی زود، دوباره قسمت بشه همه باهم بریم.

پایان

دوشنبه 12 اسفند 1392    

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (12)

mamane YaSnA
12 اسفند 92 11:00
سلام عزیزم خدا قبول کنه یادش بخیر عجب صفایی داشت سلام دوست جونيا? واسه فرشته هاتون يک سورپزايز دارم!!!! عيد ميخواين تقويم عکس فرشتتون تو سفره7سينتون باشه؟؟؟!!! اونم چي؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!! باکمترين قيمت و باکيفيت ترين جــــــــــــــا!!! خودتون ببينين من تعريف نميکنم!!!! فقط 2 تومن!!! این نمونه ی باب اسفنجی ................................................... کلوپ من: http://www.ninisite.com/clubs/detail.asp?clubID=27970
مامان امیرحسین
12 اسفند 92 20:28
ای جانم.چه عکسهای قشنگی گرفته اید چه قدر خوب کردید که این عکسها را ازش گرفته اید براش یادگاری بمونه.عزیزم چه لباس سفید خوشگلترش کرده ایشالله دوباره قسمتتون بشه . لباسهای خوشگل ، مبارکت باشه به شادی بپوشی گلم . وای چقدر هم پنبه ریز خریدی
مامان
پاسخ
سعیده مامان آرتین
13 اسفند 92 14:46
زیارت قبول حاج آقاایشالا هر چه زودتر دوباره عازم این سفر معنوی بشین ما رو هم فراموش نکنین
مامان
پاسخ
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
13 اسفند 92 15:36
خانومي دوتا خصوصي
مامان
پاسخ
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
13 اسفند 92 15:41
آخي زيارتتون قبول.... من ارزومه خونه خدارو ببينم انشالله خدا قسمت كنه...واي اون عكسش كه رفته زير ميز ماشالله خيلي خوشگله خدا حفظش كنه براتون.... چه بد كه كالاسكه را گم كردين....واي يعني خواهر تو خونه خدا هم اون خانوم ها دزدي كرده بودن؟؟؟؟؟ كالاسكه رو ميگماااا.... خدا نگهدار گل هاتون باشه
مامان
پاسخ
مرسی خاله جون
فرشته ام "امیرحسین"
13 اسفند 92 18:19
سلام ممنون از اینکه به وبلاگ ما اومدین زیارتتون قبول انشاله همیشه به سفر و شادی کلی عکسای امیرحسین گل رو که دیدم ذوق کردم و البته غبطه خوردم
مامان
پاسخ
مرسی عزیزم. چرا غبطه...ایشااله قسمت بشه برید
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
13 اسفند 92 21:58
ممنونم گلم بابت لينك شما هم به جمع دوستاي من و اوايي پيوستين.... گل هاي نازتون رو ببوسيد
مامان
پاسخ
لطف داری
مامان آیسو وآیسا
14 اسفند 92 11:33
وای خوش به حالتون منم دلم میخواد برم خونه خدا البته اگه تو قسمتم باشه... عکسهای حاجی کوچولو خیلی ناز بودن مخصوصا اونی که زل زده به مرده کنار خونه خدا بعدم اون اقاهه همش تو عکسهاتون هست منم اولش فکر کردم بابای امیر حسینه
مامان
پاسخ
ایشاله قسمت بشه برید. مرسی از لطفت. اره این اقاهه تو عکسامون برای خودم هم جالب بود
الهام(مامان اميرحسين)
15 اسفند 92 3:00
زيارتتون قبول باشه... چقدر لباساي سفيد بهش اومده... ايشالا قسمت ماهم بشه!
مامان
پاسخ
ممنون خاله ایشاله زودتر برید با امیرحسین و باباش.خیلی خوش میگذره
مامان سام
17 اسفند 92 5:33
حاجی کوچولو زیارت قبول عکسا خیلی عالی بودند.منم دلم خواست.ان شاالله قسمت بشه با هم بریم
مامان
پاسخ
مرسی خاله. ایشاله.
مثل هیچکس
17 اسفند 92 10:20
خوش به سعادتتون ایشالا قسمت همه بشه خیلی عکسهای قشنگی گرفتین معلومه امیر حسین جون مرد شده که اصلا اذیت نکرده .قربون اون شیطنتهات برم ناز خاله چشم نخوری ایشالا .
مامان
پاسخ
ایشاله.ممنون از لطفت. امیرحسین هم یه شیطنتهایی داشت اما خوشبختنه خیلی اذیت نکرد
ناهید(مامان امیرحسین)
21 اسفند 92 1:14
چه عکسای قشنگی. چقدر پیراهن سفیدش بهش میاد. ایشالله زیارتتون قبول باشه. حالا که آقا امیرحسین اینقدو پسر خوبی بوده خدا دوباره قسمتتوت کنه این سفر معنوی رو. کارگاهی مامان هم حرف نداشت
مامان
پاسخ